امام خميني«رحمةاللهعليه» ميفرمايند:
«اگر خُلق و باطن انسان، انساني باشد، صورت ملكوتي او نيز صورت انساني است، ولي اگر ملكاتش غير ملکات انساني باشد، صورتش انساني نيست و تابع آن سريره و ملكه است. مثلا اگر ملكه شهوت و بهيميت بر باطن او غلبه كند و حكم مملكت باطن، حكم بهيميه شود، انسان صورتِ ملكوتياش صورت يكي از بهائم است، مناسب با آن خُلق، و اگر ملكه غضب و سبعيت بر باطن او غلبه كند، صورت غيبية ملكوتيه، صورت يكي از درندگان است، و اگر «وَهم» و شيطنت ملكه شد و باطن و سريرهاش داراي ملکات شيطانيه شد، از قبيل خدعه، تقلب، سخنچيني و غيبت، صورت ملكوتياش، صورت يكي از شياطين است به مناسبت آن».
سؤال قبر، عامل تثبيت عقايد
حضرت اميرالمؤمنينuf075 ميفرمايند:
اگر انسان متوفّي وليِّ خدا و بندة صالح باشد، شخصي كه داراي بوي پاكيزه و چهره زيبا و هيكل جذابي است نزد او حاضر ميشود و به او ميگويد: بشارت باد برتو روح و ريحان و نعمت و رحمت و بهشت و نعيم الهي، ميآيي و خوش ميآيي. ميپرسد تو كيستي؟ جواب ميدهد من عمل صالح تو هستم، حال تو از دنيا به سوي جنت كوچ بكن، و او - در آن حال كه از دنيا جدا شده - غسل دهنده بدنش را ميشناسد و حاملين جنازه خود را ندا ميكند كه تعجيل كنند. چون به قبر خود داخل گردانده شد، دو ملك ميآيند بهسوي او كه دو آزمايشگر قبر هستند «هُما فَتانا الْقَبر». اين دو ملك در حالي ميآيند كه موهاي خود را ميكشند و با دندانهاي خود زمين را زير و رو كرده و به جستجو ميپردازند و صداي آن دو همانند رعد پر صدا و چشمانشان همانند برقِ تيزي كه خيرهكننده و ربايندة بينايي است، ميباشد. به او ميگويند: پروردگارت كيست؟ و نبي تو كيست؟ و دين تو چيست؟ ميگويد: پروردگارم «الله» است و محمدuf066 نبي من است و اسلام دين من. ميگويند: خداي متعال تو را در آنچه دوست داري و راضي هستي ثابت بدارد و اين همان است كه خدا ميفرمايد: «يُثَبِّتُ اللهُ الَّذينَ امَنُوا بِالْقَوْلِ الثابِت في الْحَيوةِ الدُّنْيا وَ فِي الاخِرَةٍ» «خداوند آناني را كه با صدق و گفتارِ ثابت در عمل، ايمان آوردهاند، در زندگي دنيوي و در آخرت بر اساس ايمان و عقيدهاي كه دارند ثابت نگه ميدارد». سپس اين دو ملك تا چشم انسان كار ميكند عالَم او را براي او وسعت ميدهند و دري به سوي بهشت به روي او باز ميكنند و به او ميگويند: آرام باش، با دل مطمئن و مسرور و با آرامشي كه شبيه آرامش جوان متنعم در خواب است، و اين همان است كه خداي متعال در قرآن ميفرمايد: «اَصْحابُ الْجَنَّةِ يَوْمَئِذٍ خَيْرٌ مُسْتَقِرّاً وَ اَحْسَنُ مَقيلا» صاحبان بهشت در آن روز در بهترين قرارگاه و در بهترين آرامش هستند».
ملاحظه كرديد كه چرا آن دو ملك با جلوهاي تند و خشن به سوي متوفي آمدند؟ چون اينها صورت همان مشكلات دنيايياند كه انسان مؤمن را در بحران مياندازند تا مشخص شود در اين مشكلات باز توجه به پروردگار و اسلام و پيامبرuf066 دارد و يا از آنها غفلت ميكند و به راههاي انحرافي ميافتد و ديديد كه آن فرد مؤمن در آن شرايط باز توجه قلبياش به پروردگار و اسلام و پيامبرش بود و لذا از عهده اين امتحان هم برآمد.
حضرت عليuf075 در ادامه ميفرمايند:
«و اما وقتي كه انسان متوفي دشمن خدا باشد، موجودي كه قبيحترين مخلوق است از جهت ظاهر و بدترين از نظر بُو، نزد او حاضر ميشود و به او ميگويد: مژده باد تو را آنچه قبلاً براي تو از آبهاي داغ و سوزاننده آماده شده و نيز آتش جحيم. اين فرد هم در چنين شرايطي غسل دهنده بدن خود را ميشناسد و به حاملين جنازه خود ندا ميكند كه او را نگهدارند. وقتي به قبر خود داخل گردانيده شد، ميآيند به سوي او دو ممتحن قبر (ممتحناالقبر) كفنهاي وي را كنار ميزنند و سپس به او ميگويند: كيست پروردگار تو؟ و كيست نبي تو؟ و چيست دين تو؟ در جواب آنها ميگويد: نميدانم. پس به او ميگويند: همين طور است، ندانستي و هدايت نيافتي، و سپس با تازيانه به او ضربتي ميزنند كه همه جنبدهها بهجز انسان و جن به وحشت ميافتند و دري به سوي آتش به روي او باز ميكنند و به او ميگويند در بدترين حال قرار بگير «نُمْ بِشَرِّ حالٍ»، و او در آنچنان ضيق و فشاري قرار ميگيرد كه مانند در فشارِ سخت قرارگرفتن نيزه است در آهن مخصوص بيخ نيزه، به نحوي كه دماغ او از بين ناخنها و گوشت او خارج ميگردد و خداي متعال مسلط ميگرداند براو مارهاي زمين و عقربها و درندههاي زمين را كه ميگزند او را تا وقتي كه خداي متعال او را از قبر بيرون آورده و در قيامت مبعوث كند و او از شدت گرفتاري آرزوي قيام قيامت را ميكند».
طبق اين روايت كه ميگويد آن دو ملك در واقع امتحان كنندهاند، معلوم ميشود كه مسأله سؤال در برزخ يك مسأله ساده و به صورت سؤال معمولي نيست، بلكه براي تثبيت اصول عقيدتي است و موجب تثبيت آن اصول در باطن ميشود و از طرف ديگر بايد متوجه بود كه اين دو ملك نه معلوم ميكنند كه ملك هستند ، و نه معلوم ميكنند كه جواب صحيح سؤالات چيست ، و نه معلوم ميكنند كه كدام عقيده حق است. بلكه عملاً ارض قلب را زير و رو ميكنند و با سؤالات خود آنچه در باطن است را بيرون ميكشند. و اينکه ميگويد بهجز انسان و جن، بقية موجودات از ضربههايي که به او ميزنند به وحشت ميافتند، چون انسان و جن به جهت اختياري که دارند در حجاب اعمال خود هستند و از باطن عالَم خبر ندارند.
سؤال قبر، ظهور سؤال در دنيا است
با توجه به اينكه، برزخ و قبر و عالَمي كه روح انسان بعد از مرگ در آن قرار ميگيرد باطن همين حيات دنيوي است و در عالم برزخ باطن انسان است كه ظاهر ميشود و حيات باطني هر انساني در زندگي دنيوي، حيات ظاهري او در برزخ خواهد بود. ميتوان گفت كه سؤال ملكين در برزخ نيز ظهور همان سؤال است كه در باطن انسان در حيات دنيوي وجود دارد. هر كس در حيات دنيوي خود و در باطن خود، در برابر چنين سؤالاتي كه از ناحيه همين دو ملك است و در مسير تكامل انسان ميباشد، قرار ميگيرد. اين سؤالات كه در باطن انسان در حيات دنيوي مطرح ميگردد، انسان را وادار به كنجكاوي و تحقيق نموده و به آنچه حقيقت است ميرساند. البته اين در صورتي است كه انسان اين سؤالات را جدي بگيرد و در مقام پيدا كردن جواب آنها برآيد. ولي اگر سرسري از آنها بگذرد و چون در دنيا به باطن خود مراجعه كند سؤالات را جواب نداده، در واقع از بركاتي كه از ناحيه جواب به اين سؤالات نصيب او ميشود خود را محروم كرده و عملاً از ثمرات وجودي اين دو ملك و سؤالات آنها كه در اصل در مسير تكامل انسان است بيبهره ميماند. و در برزخ همين وضع باطني ظاهر ميگردد و آن كساني جواب ملكين را در برزخ درست ميدهند و از بركات آن بهره ميبرند كه در دنيا اين سؤالات باطني را جدّي گرفته و در صدد جواب آنها برآمده باشند.
اگر اين سؤالات در باطن انسان مطرح نشود و انسان دائم در زير ضربات اين سؤالات قرار نگيرد، هيچ وقت انگيزه فكر و بررسي در باطن انسان به وجود نيامده و در نتيجه از نيل به حقايق و عقايدِ درست و نيز از حركت بر طبق اين عقايد و در نهايت از كمال انساني محروم ميماند و گرفتار عقايد باطل ميشود. آنجايي كه انسان ميخواهد خطايي بكند و برخلاف عقايد خود قدمي بردارد، براي بازداشتن او از عصيان، همين سؤالات در درون انسان طرح ميگردد، با اين لحن كه « مَنْ رَبُّك؟» و «مَنْ نَبِيُّك؟» و «ما دينُك؟» و « مَنْ اِمامُك؟» يعني؛ اگر به ربوبيت خدا و به رسالت رسولuf066 و به اسلام و امامتِ امامِ حق معتقد هستي اين حركت چه معنايي دارد؟
بهشت برزخي؛ باب بهشت موعود
اينكه در روايات داريم چون متوفي از عهده سؤالات ملكين برآمد، براي او دري از درهاي بهشت باز ميشود «يَفْتَحانِ لَهُ باباً اِليَ الْجَنَّةِ»، به معني باز شدن درِ بهشت به روي انسان صالح است در عالم قبر و برزخ. اين بهشت، نازلهاي از بهشتِ قيامتي است و نعمتهاي بهشتي به تناسب نظام برزخي به او روي ميآورند و در مسيري قرار ميگيرد كه او را به سوي بهشت موعود پيش ميبرد. همين قاعده به صورت بر عكساش براي كسي كه از عهده سؤالات ملكين بر نيامده جاري است و لـذا ميفرمايد: «يَفْتَحانِ لَهُ باباً اِليَ النّار» براي او دري از درهاي آتش باز ميشود. و لذا كسي كه در جهنمِ برزخي قرار ميگيرد در حقيقت باب جهنم موعود به روي او باز شده است و به تناسب نظام برزخي از عذابهاي جهنم معذب ميگردد و بهسوي آن جهنم حركت ميكند.
برزخ و رويارويي با باطن اعمال
در برزخ انسانهاي بهشتي و انسانهاي جهنمي هر دو در حركتند و آن حركت، دنباله حركت دنيوي آنهاست و به سوي بهشت و يا بهسوي جهنم قيامتي سير ميكنند. اصل حركت اهل ايمان، چه در دنيا و چه در آخرت، عبارت است از شدت يافتن و سعه پيدا كردن وجود انسان و رها شدن از حجابها، و نتيجه حركت اهل كفردرست عكس آن است.
از امام صادقuf075 هست كه: دو مَلك كه به آنها منكر و نكير گفته ميشود به سراغ انسان در قبر ميآيند و از وي در مورد رسولاكرمuf066 سؤال ميكنند و ميگويند رأي تو در خصوص اين شخصي كه در ميان شما آمد چيست؟ ميگويد: منظور شما چه كسي است؟ ميگويند: كسي كه ميگفت رسول خدا است، آيا اين گفتار او حق است؟ امام صادقuf075 در اينجا فرمودند: اگر متوفي از اهل شك بود ميگويد: نميدانم. شنيدم كه مردم اين چنين ميگفتند ولي من نميدانم آيا حق بود و يا دروغ. سپس به او ضربتي ميزنند كه اهل آسمانها و زمين جز مشركين ميشنوند. و اما اگر متوفي از اهل يقين بود، از نحوه سؤال ملكين ترسي به دل راه نميدهد و خود را گم نميكند و ميگويد: آيا از رسول خدا از من سؤال ميكنيد؟ ميگويند: آيا تو علم داري به اينكه او رسول خدا است؟ ميگويد: من شهادت ميدهم كه او به حق رسول خدا است و از جانب خدا هدايت و دين حق آورده است. پس جايگاه خود را در بهشت ميبيند و عالَم او در برزخ و قبر وسعت داده ميشود و سپس آن دو ملك به او ميگويند: آرام بگير به نحوي كه هيچگونه ناراحتي در اين آرامش نداشته باشي.
ملاحظه ميفرماييد که در آن عالم هرکس آنچه در قلب دارد اظهار ميکند و لذا چون باطن اهل شک نسبت به رسالت رسولخداuf066 به ايمان نرسيده است، همان شک خود را اظهار ميدارد.
به گفتة امام خميني«رحمةاللهعليه»:
«انسان در عوالم ديگر از عذاب و عقاب، جز آنچه خود در اين عالم تهيه كرده نخواهد ديد، و هر چه در اين عالم از اعمال صالحه و اخلاق حسنه و عقايد صحيحه داشته، در آن عالم صورت غيبيه ملكوتيه آن را بالعيان ببيند، همراه با كرامتهاي ديگري كه حقتعالي به تفضل خويش به او عنايت فرمايد
چنانچه خود خداوند در توصيف آن عالم ميفرمايد:
«يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُّحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِن سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَهَا وَبَيْنَهُ أَمَدًا بَعِيدًا وَيُحَذِّرُكُمُ اللّهُ نَفْسَهُ وَاللّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَادِ»؛
روزي كه هر كس كار نيك خود را در برابر خود حاضر ميبيند، و آنچه از اعمال بد انجام داده است را نيز حاضر ميبيند و آرزو ميكند بين او و اعمال بدش فاصله زيادي بود.
همچنانكه ميفرمايد:
«يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتَاتًا لِّيُرَوْا أَعْمَالَهُمْ،فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَه، وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَره»؛
برچسب:
نویسنده: mehrdad
تاريخ: شنبه
18 خرداد
1392 ساعت: 20:52